۱۲ شهریور ۱۴۰۵
داستان من و گربههام خیلی طولانی و پر از غم و شادیه کم کم اینجا مینویسمشون شاید که مرهمی بشه روی این زخم کهنه و عمیق قصهی من از سه بچه گربه شروع میشه نبات، نیان و تیتی
۱۱ شهریور ۱۴۰۵
اینجا رها رو تازه پیدا کرده بودیم و آوردیمش به خونه