لیست همه مقالات
گربه‌ها؛ از شکارچیان انبار غله تا اعضای خانواده انسان
زمان مطالعه: 8 دقیقه

تاریخچه رابطه گربه و انسان از ۱۰ هزار سال پیش تا امروز؛ از شکار موش در انبارهای غله و مصر باستان تا تبدیل شدن گربه‌ها به حیوانات خانگی و اعضای خانواده

گربه‌ها؛ از شکارچیان انبار غله تا اعضای خانواده انسان

رابطه گربه و انسان یکی از قدیمی‌ترین و عجیب‌ترین داستان‌های همزیستی میان دو گونه است؛ رابطه‌ای که حدود ۱۰ هزار سال پیش آغاز شد و هنوز هم ادامه دارد.

جالب‌تر اینکه برخلاف سگ‌ها، گربه‌ها ظاهراً چندان به دست انسان «اهلی» نشدند؛ بلکه تا حد زیادی خودشان راهشان را به زندگی انسان باز کردند.

همه‌چیز از موش‌ها شروع شد

حدود ۱۰ تا ۱۲ هزار سال پیش، انسان‌ها در بخش‌هایی از خاور نزدیک به کشاورزی روی آوردند و به‌جای جابه‌جایی دائمی، در روستاهای ثابت زندگی کردند. غلات در انبارها ذخیره می‌شد و همین انبارهای پر از غذا خیلی زود موش‌ها را جذب کردند.

به‌تدریج گربه‌های وحشی به سکونتگاه‌های انسانی نزدیک شدند؛ چون در اطراف انبارهای غله، طعمه فراوان بود. انسان‌ها نیز خیلی زود متوجه شدند که حضور این شکارچیان کوچک می‌تواند برایشان مفید باشد.

به‌این‌ترتیب، رابطه‌ای شکل گرفت که بیشتر از آنکه شبیه «صاحب و حیوان خانگی» باشد، یک همکاری سودمند برای هر دو طرف بود.

یکی از قدیمی‌ترین شواهد این رابطه در جزیره قبرس پیدا شده است. حدود ۹۵۰۰ سال پیش، یک گربه در نزدیکی محل دفن یک انسان دفن شده بود؛ در حالی که گربه‌ها به‌طور طبیعی بومی قبرس نبودند. بنابراین به احتمال زیاد انسان‌ها این حیوان را با خود به جزیره برده بودند.

این کشف نشان می‌دهد که رابطه انسان و گربه، خیلی قبل‌تر از دوران شکوفایی مصر باستان آغاز شده بود.

گربه‌ها به‌تدریج از اطراف سکونتگاه‌ها به داخل زندگی انسان راه پیدا کردند؛ زیرا نه‌تنها موش‌ها را شکار می‌کردند، بلکه مارها و عقرب‌ها را نیز از محیط زندگی انسان دور نگه می‌داشتند.

همین ویژگی‌ها باعث شد گربه برای جوامع کشاورزی حیوانی بسیار ارزشمند باشد؛ مخصوصاً در مناطقی که ذخیره غلات بخش مهمی از زندگی مردم بود.

اما رابطه انسان و گربه به یک همکاری ساده محدود نماند.

هرچه انسان و گربه مدت بیشتری کنار هم زندگی کردند، رابطه عاطفی بین آن‌ها نیز بیشتر شکل گرفت.

در نتیجه، طی هزاران سال، گربه‌ها به حیوان خانگی تبدیل شدند؛ البته بدون آنکه ویژگی‌های شکارچی بودن و استقلال خود را به‌طور کامل از دست بدهند.

گربه‌ها در مصر باستان؛ از زندگی شاهانه تا قربانی شدن

اگر گربه در خاور نزدیک همراه انسان زندگی را آغاز کرد، در مصر باستان به جایگاهی رسید که کمتر حیوانی در تاریخ توانسته است به آن برسد.

گربه‌ها بیش از سه هزار سال در زندگی اجتماعی، هنری و مذهبی مصر حضور داشتند. از جواهرات و مجسمه‌های کوچک گرفته تا تندیس‌های بزرگ و نقاشی‌های دیواری، تصویر گربه تقریباً همه‌جا دیده می‌شود.

اما چرا؟

مصریان باستان باور داشتند خدایان می‌توانند در قالب‌های مختلف ظاهر شوند و حیوانات خاص می‌توانند بازتابی از ویژگی‌های الهی باشند و گربه ویژگی‌های عجیبی داشت که برای این نگاه بسیار مناسب بود.

از یک طرف آرام، مراقب، وابسته به خانواده و حتی مادرانه بود؛ از طرف دیگر می‌توانست ناگهان خشن، سریع و مرگبار شود.

همین دوگانگی باعث شد گربه با ویژگی‌های مختلف خدایان و الهه‌های مصری ارتباط پیدا کند.

یکی از مشهورترین این الهه‌ها باستت (Bastet) بود. او در دوره‌های مختلف با ویژگی‌هایی مرتبط با خانه، مادری، باروری و حفاظت شناخته می‌شد و به‌تدریج تصویر گربه یا زنی با سر گربه با او پیوند خورد.

در کنار او، سخمت (Sekhmet) قرار داشت؛ الهه‌ای نیرومند و جنگجو که معمولاً با سر شیر به تصویر کشیده می‌شد.

این تفاوت بسیار جالب است.

گربه‌سانان برای مصریان فقط نماد آرامش و زندگی خانگی نبودند؛ آن‌ها می‌توانستند نماد قدرت، خشونت و محافظت نیز باشند.

گربه‌ای که موش، مار یا عقرب را می‌کشت، برای انسان باستان موجودی بود که از خانه و ذخایر غذایی محافظت می‌کرد. همین توانایی واقعی می‌توانست به مرور، معنایی مذهبی و نمادین پیدا کند.

در برخی روایت‌های اسطوره‌ای نیز گربه با «رع» (خدای خورشید) و نبرد علیه نیروهای آشوب ارتباط پیدا می‌کند؛ تصویری که نشان می‌دهد گربه در ذهن مصریان تنها یک حیوان خانگی نبود، بلکه می‌توانست نمادی از محافظت در برابر نیروهای خطرناک باشد.

گربه‌ای که در خانه مثل یکی از اعضای خانواده بود

اما زندگی گربه‌ها در مصر باستان فقط به معابد و خدایان محدود نمی‌شد.

در برخی آثار هنری، گربه‌ها در کنار خانواده‌ها و حتی در فضای خانه به تصویر کشیده شده‌اند. خانواده‌های ثروتمند گربه‌های خود را با جواهرات گران‌قیمت تزیین می‌کردند و در ظروف سلطنتی به آنان آب و غذاهای شاهانه می‌دادند.

باستان‌شناسان در نزدیکی قاهره قبرستانی با ۴۵۰۰ سال قدمت کشف کردند که نشان می‌داد مصریان باستان تعداد زیادی از گربه‌ها را مومیایی می‌کردند و اولین مقبره‌های جهان برای حیوانات را ساختند.

هرودوت، مورخ یونانی، نیز نوشته است که مرگ گربه خانگی می‌توانست باعث سوگواری اعضای خانواده شود و آنان برای نشان دادن اندوه خود ابروهایشان را می‌تراشیدند و تا زمانی که ابروهایشان دوباره رشد کند، به سوگواری ادامه می‌دادند.

این گزارش‌ها نشان می‌دهد که گربه برای بعضی خانواده‌ها چیزی فراتر از یک حیوان مفید بوده است؛ حیوانی که می‌توانست به بخشی از زندگی خانوادگی تبدیل شود.

حتی گاهی گربه‌ها همراه صاحبانشان دفن می‌شدند؛ گویی قرار بود رابطه‌ای که در زندگی شکل گرفته بود، در جهان پس از مرگ نیز ادامه پیدا کند.

به نقل از برخی داستان‌های تاریخی درباره گربه‌ها، در سال ۵۲۵ پیش از میلاد، در نبرد پلوزیوم (Battle of Pelusium)، سربازان ایرانی در مقابل سپاه مصریان از گربه‌ها به‌عنوان سپر استفاده کردند، چون مصریان به آن‌ها آسیب نمی‌زدند!

اما داستان همیشه زیبا نبود

یکی از عجیب‌ترین تناقض‌های تاریخ گربه در مصر همین‌جاست.

جامعه‌ای که برای کشتن تصادفی گربه مجازات‌های بسیار سنگینی در نظر می‌گرفت، در دوره‌ای هزاران و حتی میلیون‌ها گربه را نیز مومیایی و دفن کرد.

طبق پژوهش‌ها، بین سال‌های ۷۰۰ پیش از میلاد تا ۳۰۰ پیش از میلاد، مشاغلی با عنوان پرورش گربه با هدف قربانی کردن و مومیایی کردن آنان در مصر رواج داشت. این گربه‌ها برای دفن شدن کنار مردگان پرورش می‌یافتند.

پژوهش روی برخی مومیایی‌ها نشان داده که تعدادی از گربه‌ها در سن بسیار پایین مرده‌اند و شواهدی از مرگ عمدی در بعضی نمونه‌ها دیده شده است.

بنابراین، گربه‌ای که در یک خانه می‌توانست عضوی دوست‌داشتنی از خانواده باشد، در نظام مذهبی می‌توانست به یک قربانی آیینی نیز تبدیل شود.

این تناقض شاید یکی از پیچیده‌ترین بخش‌های رابطه انسان با گربه در مصر باستان باشد: گربه می‌توانست همزمان موجودی محبوب، نماد الهی و در عین حال یک قربانی مذهبی باشد.

از مصر و خاورمیانه به سراسر جهان

گربه‌ها در نهایت همراه انسان‌ها سفر کردند.

با گسترش کشاورزی، شهرها، تجارت و سفرهای دریایی، گربه‌ها نیز از یک منطقه به منطقه دیگر منتقل شدند. کشتی‌ها به‌ویژه محیط مناسبی برای آن‌ها بودند؛ چون وجود موش در کشتی‌ها مشکل بزرگی بود و گربه می‌توانست از ذخایر غذایی محافظت کند.

به همین دلیل، گسترش گربه‌های خانگی در بسیاری از نقاط جهان با مسیرهای مهاجرت و تجارت انسان‌ها ارتباط پیدا کرد.

بنابراین داستان گربه، فقط داستان اهلی شدن یک حیوان نیست؛ داستان حرکت خود انسان در جهان نیز هست.

هرجا انسان انبار ساخت، کشاورزی کرد، شهر ساخت یا کشتی به آب انداخت، احتمال داشت یک گربه هم همراهش باشد.

گربه‌ها در ایران باستان

ردپای گربه در تاریخ ایران به اندازه مصر پررنگ نیست؛ با این حال، طبق شواهد باستان‌شناسی، وجود گربه‌های اهلی در تمدن‌های اطراف، از جمله مصر و بین‌النهرین، تأثیر زیادی بر ایران گذاشته است.

در دوران اشکانی و ساسانی، نگهداری از گربه‌ها در خانه‌ها بیشتر رایج شد؛ مخصوصاً به دلیل توانایی آن‌ها در شکار موش و محافظت از انبار غلات.

اما برخلاف مصر، در ایران باستان شواهدی نداریم که نشان دهد گربه به یک موجود مقدس و مرکزی در مذهب تبدیل شده باشد.

گربه ایرانی (پرشین کت)؛ نماد اصالت

وقتی صحبت از ایران و گربه می‌شود، یک نام بیش از همه به ذهن می‌آید: گربه پرشین یا گربه ایرانی.

گربه پرشین یا گربه ایرانی، یکی از قدیمی‌ترین نژادهای گربه در دنیاست.

این گربه با موهای بلند، چهره گرد و ظاهر متفاوتش یکی از شناخته‌شده‌ترین نژادهای گربه در جهان است.

نخستین‌بار توسط تاجرانی اروپایی در قرن ۱۷ از ایران به ایتالیا برده شد و بعدها در انگلستان، این نژاد پرورش داده شد. در قرن بیستم، گربه پرشین به یکی از محبوب‌ترین نژادها در دنیا تبدیل شد.

متأسفانه در ایران، با وجود منشأ این نژاد، تعداد گربه‌های پرشین اصیل کمتر از کشورهای غربی است؛ ولی هنوز هم به‌عنوان نماد گربه ایرانی شناخته می‌شود.

جمع‌بندی

داستان گربه در واقع داستان تغییر یک رابطه است.

هزاران سال پیش، انسان و گربه احتمالاً برای اولین بار به دلیل یک نیاز کاملاً عملی به هم نزدیک شدند: یکی غذا می‌خواست و دیگری از شر موش‌ها خلاص می‌شد.

بعد از آن، این رابطه آرام‌آرام پیچیده‌تر شد.

گربه وارد خانه شد.

در هنر ظاهر شد.

به بخشی از فرهنگ و اسطوره تبدیل شد.

در کنار انسان سفر کرد.

و در نهایت، از یک شکارچی اطراف انبار غله به حیوانی تبدیل شد که امروز روی تخت، مبل یا کنار پنجره خانه ما می‌خوابد.

اما شاید جالب‌ترین نکته این باشد که گربه در تمام این هزاران سال، استقلال خودش را تا حد زیادی حفظ کرده است.

ما گربه را به خانه آوردیم، اما او کاملاً شبیه حیوانات اهلی دیگر نشد.

شاید به همین دلیل است که رابطه ما با گربه همیشه کمی متفاوت بوده است.

ما گربه‌ها را کاملاً رام نکردیم؛ آن‌ها به‌تدریج تصمیم گرفتند زندگی‌شان را با زندگی ما گره بزنند.

و شاید وقتی امروز گربه‌ای در خانه‌مان کنار ما می‌خوابد، در واقع بخشی از یک داستان ۱۰ هزار ساله را ادامه می‌دهد؛ داستانی که از یک انبار غله، چند موش و یک شکارچی کنجکاو شروع شد و به یکی از عجیب‌ترین و ماندگارترین دوستی‌های تاریخ بشر رسید.

بیشتر بخوانید